السيد الخميني
415
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مشكل دولتها و ملتهاى اسلامى مشكل دولتها و ملتها اين است كه دولتها باز خودشان را نشناختند ، و ملت خودشان را نشناختند . اينها باز گمان مىكنند كه بايد فرمانفرمايى كنند ، و ملت بايد كوركورانه اطاعت . مادامى كه اين مشكل هست كه دولتها مىخواهند فرمانفرمايى كنند و براى خاطر اين فرمانفرمايى ، سركوبى كنند ملتهاى خودشان را ، اين مشكل نخواهد رفع شد . و اگر اين مشكل رفع نشود ، مشكلهاى اساسى ما - كه گرفتارى ماست به دست ابرقدرتها - حل نخواهد شد . و مادامى كه دولتها باز تكاليف خودشان را ندانند [ خطرِ اين ] مشكل را مىدانند ؛ مىدانند كه اين اختلافاتى كه بين خودشان هست ، موجب گرفتاريها و نابسامانيهاى ممالكشان هست ؛ لكن به واسطهء بعض از مسائل ، يا اغراض يا خيانت بعض از جناحها ، اين مشكل را حل نمىكنند . تا كِى ما بايد گرفتار اين مشكلات باشيم و وابسته به غرب و شرق ؟ كِى مىخواهيم ، كِى دولتهاى اسلامى مىخواهند ، بيدار بشوند ؟ و كِى دولتهاى اسلامى با ملتهاى خودشان آن طور كه در صدر اسلام بين دولتهاى اسلامى و اسلام و ممالك خودشان و كشور خودشان و ملت خودشان بوده است [ مىخواهند رفتار كنند ] تا كى ما مىخواهيم جدا باشيم از ملت ؟ جايگاه ملت در رژيم سابق ، و پس از انقلاب شما ملاحظه بكنيد اين دو حالى را كه ملت ما داشتند : يك حال ، حال زمان رژيم شاهنشاهى ؛ از اول شاهنشاهى تا آخر ؛ و خصوصاً در اين پنجاه و چند سال ، كه من تمامش را يادم هست و شايد شماها يادتان نباشد ، لكن خوب ، بعضيش را ادراك كرديد ؛ مقايسه با آن زمان ؛ زمانى كه ملت ما غلبه كرد بر همهء قدرتها ، بر همهء ابرقدرتها ، و اين سد بزرگ را شكست . مقايسه ما بين اين دو حال بكنيد ، و حكومتها هم مقايسه كنند در بين اين دو حال ، و ببينند بايد چه بكنند . در حالى كه رژيم سابق بود ، ملت از دولت جدا بود . نه جداى بىتفاوت ؛ جدايى كه در مقابل هم ايستاده بودند . دولت و شاهِ مخلوع ، تمام هَمَّش را بر سركوبى ملت قرار داده بود و با تمام قدرت ملت را مىكوبيد ، حبس مىكرد ،